ميون اين همه عاشق دل فقط تو رو پسنديد
با همون نگاه اول عشقوتوچشماي توديد
شدي مهمون دل من با يه دنيا مهربو ني
درهمون لحظه كه قلبم مي مرداز بي همزبو ني
نميدم يه تار مو تو به يه دريا دٌر زيبا
نميدم برق نگا تو به يه دنيا دلخوشي ها
بيا تا با هم بسازيم قصرمونو از صداقت
توي ايونش بكاريم گلاي پاك محبت
بيا تا با هم ببينيم فردارو به رنگ ابي
كو چ كنيم به وادي عشق با همين دستاي خالي
حالا كه قدم گذاشتي به سراي پاك اين دل
بمون واسه ي هميشه بمون اي غزال خوشگل
نميدم يه تار مو تو به يه دريا دٌر زيبا
نميدم برق نگا تو به يه دنيا دلخوشي ها
ميون اين همه عاشق
![]()
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
با چراغی همه گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس به تو مانند نشد
هر کس در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد
![]()
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوری خودت رو جا نكن
آدمكای شهر ما بازیگرایی قابلن
وقتش بشه یواشكی رو قلب هم پا می زارن
تو قتلگاه آرزو عاشق كشی زرنگیه
شیطونك مغزای ما دلداده دو رنگیه
دلخوشی های الكی ، وعده های دروغكی
عشقاشونم خلاصه شد تو یك نگاه دزدكی
آدمكای شب زده قلبا رو ویرون می كنن
دل ستاره ی منو ، از زندگی خون می كنن
ستاره ها لحظه ها رو با تنهایی رنگ می زنن
به بخت هر ستاره ای ، آدمكا چنگ می زنن
عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون می كنن
پشت سكوت پنجره چه بغضی بارون می كنن !
مردم سر تا پا كلك ، رفیق جیب هم می شن
دروغه كه تا آخرش ، همدل و هم قسم می شن
رو دنده حسادتا زنگی رو می گذرونن
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن
قصه روزگار اینه ، به هیچ كسی وفا نكن

گفتی برو گفتم به چشم این بود کلام آخرین
گفتی خداحافظ توگفتم همین گفتی همین
گریه نکردم پیش تو با اینکه پرپر می زدم
با خون دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثله بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من تحفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم
لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود
برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود
من مات مات از بازی شطرنج عشق می آمدم
شاه مهره دل رفته بود من لاف بردن می زدم
قلعه دل اسب غرور لشکر تارو مار عشق
دادم به ناز رخ تو این همه یادگار عشق
گفتم ببر هر چی که هست رقیب جلد چیره دست
گفتی تو مغروری هنوز با فتح این همه شکست